نقد فیلم پرواز

افسانه الکلی مقدس

این عنوان نام کتاب معروف یوزف روت است که از قضا به شدت با این فیلم تقارب معنا دارد.این بار الکلی داستان ما قهرمان ماست، و کاری را میکند که هیچکس توان انجامش را ندارد.همین روایت استثنایی است که با بازیگری بی نظیر و کارگردانی هوشمندانه و سایر نکات فنی خوب همراه میشود و همچین اثر بی همتایی را تولید میکند.

  مدت ها از موجی که به سرعت راه افتاد و فیلم هایی با محوریت هواپیما را راهی پرده نقره ای کرد گذشته بود که تیزر جذاب این فیلم با صحنه ی معروف وارونه فرود آمدن هواپیما به نمایش درآمد،اون تیزر با بازی دنزل واشنگتن نوید این رو به ما داد که بالاخره یک فیلم هواپیمایی خوب خواهیم دید.انگار پس ازسال ها هالیوود به یک نقطه تلاقی خوبی بین دو تا از سبک های محجور(فیلم هایی با محوریت هواپیما و فیلم هایی با محوریت الکل) از فیلم های خود رسیده بود و رابرت زمیکس بسیار استادانه دو سراین نخ ها (الکل و هواپیما) را گرفته و درست در نقطه مناسب با چاشنی خدا،طنز و وجدان  به هم گره زده.

داستان

در همان سکانس های اول با بازی خوب دنزل واشنگتن ترکیبی عالی از فیلم سازی می فهمیم که با یک کاراکتر بی نهایت جذاب مواجه هستیم.ما آنقدربا او احساس نزدیکی می کنیم که وقتی در بیمارستان بستری است و کسی از نزدیکانش حتی فرزند و یا همسر سابقش به دیدن او نمی آیند  برای او دلسوزی می کنیم.آنقدر شخصیت ویپ(دنزل واشنگتن) برای ما جذاب میشود که به کل فراموش میکنیم او چه اشتباه بزرگی انجام داده حتی به او حق میدهیم.اما رفته رفته  با افزایش درونی درگیری های ذهنی ویپ با عذاب وجدان،یادآوری حضور خدا و عدم کنترل برمصرف الکل بخش های تاریک ماجرا برای ما روشن میشود.فراموش نکنیم که فیلمنامه این فیلم از فیلمنامه های بسیار مدعی اسکار بود پس جای صحبت بسیار دارد.  به طور مثال ورود کاراکتر نیکول به داستان به شدت تمیز انجام میشود در اول با دو روایت مجزا و به ظاهر بی ربط روبه رو هستیم که در بهترین لحظه و بهترین مکان تلاقی میکنند. کسانی که با الکل دست و پنجه نرم کرده باشند این داستان را با پوست وگوشت خود حس میکنند،بلایی که الکل سر ویپ آورده رفته رفته آشکار می شود.کم کم می بینیم که انگار ترک آن از مواد مخدر هم سخت تراست و نیکول حریف مردی  که الکل دیگر قدرت اختیار و منطق او را ربوده است نمی شود و در نهایت در سکانس دادگاه این عشق،وجدان و خداست که ویپ را از فرار کردن حقیقت نجات میدهد.  و درنهایت داستان دو قضاوت پایانی برای ما دارد،اول اینکه سیستم بالاخره کار خود را میکند و قهرمان ما را که شایسته ستایش است،محاکمه میکند. دوم اینکه ویپ بالاخره با خودش به عنوان یک الکلی مواجه میشود و تاوان اشتباهاتش را به یک باره پرداخت می پردازد.

بازیگری

دنزل واشنگتن این بار هم کما فی السابق درخشان است او است که با ترکیبی از بازی درون گرا و برون گرا ترس و اضطراب مواجهه با این دردسر بزرگ را درصورتی که حق به جانب است به ما نشان میدهد،او است که پرخاشگری استیصال یک الکلی را به زیبایی نشان میدهد و در تمامی نما ها اعم از باز و بسته ستودنی عمل میکند.این فیلم از نظر بازیگری سکانس شاخص ندارد،چون هر کدام از سکانس های آن به تنهایی یک کلاس بازیگریست. صحبت راجب بازی بسیار خوب کلی رایلی در نقش نیکول خالی از لطف نیست.

دان چیدل را ببینید که چقدر خوب است. اما سایر بازیگران،دیدگاه من در بازیگری همواره بر یک محور مهم استوار بوده،سنجش بازیگر نسبت به میزان زمان حضور او در فیلم. به این معنا که بازی در نقش مکمل به مراتب سخت تر از نقش اول است زیرا در نقش  اول شما سکانس های زیادی برای پرداخت شخصیت خود دارید اما نقش ها بازیگر نقش مکمل گاهی حتی کمتر از پنج سکانس برای شکل دادن کاراکتر خود وقت دارند و این کار تسلط و خلاقیت زیادی طلب میکند. برای مثال در همین فیلم:جان گودمن وجیمز بج دیل در کل پنج سکانس در فیلم حضور ندارند اما بازی آن ها تا ابد در ذهن میماند،حتی اگر آلزایمربگیرید.

کارگردانی

رابرت زمکیس،اصلا نیازی نیست راجب او صحبتی کنم.با یک سرچ ساده در اینترنت متوجه میشوید که او به راستی کیمیاگر سینماست و دست به هر داستانی بزند سرانجام آن فیلم خوبی خواهد بود.اما از بد اقبالی این فیلم او محجور ماند و فقط با دو نامزدی در اسکار دسته خالی به خانه برگشت. در کنار تمام نکات برجسته فیلم یک نکته که بسیار برای من قابل ستایش بود استفاده ی به جا وبه اندازه  از برهنگی در فیلم بود که در جای درست و با کارکرد دراماتیک استفاده شد نه به عنوان ابراز روشن فکری یا جلب رضایت.خود من به شخصه مخالف نشانم دادن این تصاویر در سینما هستم مگر در صورت ضرورت. که معمولا در 99% موارد هیچ ضرورتی وجود ندارد و صرفا استفاده ی تجاریست.

.از جمله سایر نکات خوب فیلم تدوین روان و نرم آن است

و در نهایت داستان ما با اینکه به شدت درگیر کننده و تا حدی تلخ است چندین صحنه کمدی دارد که برای لذت بردن از آن ها باید کمی شوخ طبع باشید و آن ها را بیابید.

شاید دوست داشتی

نظرت چی بود؟

Your email address will not be published.